فیلو پیلو فیلو پیلو، محلی برای یادگیری کودکان و نوجوانان همراه با سرگرمی است.

دِسِر اژدها - قسمت چهارم

دِسِر اژدها - قسمت چهارم
همچنانکه لُرف وانیل و توت فرنگی را به مخلوط اضافه می کرد، فارینور او را با صدای بلند به دلیل مهارتش در ساخت دِسِر اژدها ستایش می کرد. امّا در واقع این فارینور بود که به میزان مناسب از هر ماده را به اژدها می داد. سپس فارینور در کوزه را محکم کرد و آن را درون بشکه قرار داد.

فارینور همینطور که قالب یخ را به لُرف می داد، گفت : "تا تو یخ ها را خُرد می کنی و در بشکه می ریزی، من هم نمک را اضافه می کنم. بعد نوبت به مهمترین قسمت کار می رسد که آن را تو انجام می دهی."

لُرف مِن مِن کنان گفت : "درسته، مهمترین قسمت کار." بعد با خودش فکر کرد، حالا مهمترین قسمت چی هست. همچنان که فکر می کرد گوشهای بزرگ لُرف تکانی خوردند، برای یک لحظه پیش خودش فکر کرد فارینور را کباب کند و از این مُزخرفاتش راحت بشود. امّا قبل از آن دوست داشت تا بداند دِسِر اژدها چه مزّه ای می دهد! برای همین کمک کرد تا یخ ها و نمک ها در بشکه قرار بگیرند. فارینور مجبور شد تا روی در بشکه بشیند تا بتواند آن را ببندد.

فارینور از روی بشکه پایین پرید و بعد از اینکه عرق های روی صورتش را پاک کرد گفت : "خوب، غَلت دادن را شروع کنیم."

لُرف پرسید : "غلتش بدهیم؟"

فارینور بشکه را به بغل چرخاند و گفت : "بله. باید اینقدر غلتشم بدهیم تا مخلوط داخل کوزه خوب ببندد. این مهمترین قسمت کار است، و تنها یک اژدهای قدرتمند می تواند بشکه به این بزرگی را غلت بدهد."

شیرینی اژدها - قسمت چهارم
لُرف گفت : "درسته." بعد گوشهایش سیخ شد و یک پوزخند درخشان در چهره فلسی شکلش نمایان شد و گفت : "من بهتر از هر اژدهای دیگری که تا حالا وجود داشته می توانم بشکه را غلت بدهم." او بشکه را آنقدر روی زمین غلت داد که کم مانده بود از دیدن آن سرِ فارینور گیج برود. بعد از یکساعت آنها در بشکه را باز کردند، کوزه را از داخلش در آوردند و در کوزه را باز کردند. مخلوط داخلش صورتی رنگ شده بود و خوب هم یخ زده بود.

ادامه در قسمت بعدی ...




نویسنده : فیلو پیلو

دیدگاه ها(0)

دیدگاه خود را ثبت کنید: