فیلو پیلو فیلو پیلو، محلی برای یادگیری کودکان و نوجوانان همراه با سرگرمی است.

ماجرای خرگوشی به نام پیتر - قسمت دوم

ماجرای خرگوشی به نام پیتر - قسمت دوم
بعد از اینکه هر دو لنگه کفشش رو گم کرد، شروع کرد چهار دست و دویدن، که سریعتر بتونه بدو بدو کنه و از دست آقای مک گریگ فرار کنه. همینطور که داشت فرار میکرد، ناگهان در میان تورهای انگور فرنگی گیر کرد. دکمه های ژاکت پیتر به این تورها گیر کرده بودند و اون نمی تونست دیگه فرار کنه.

ماجرای خرگوشی به نام پیتر - قسمت دوم
پیتر دید که به دردسر بزرگی افتاده شروع کرد به گریه کردن، گریه های پیتر خیلی بلند بود و گنجشک هایی که اون اطراف بودند صدای پیتر رو شنیدند. اونها با عجله و با سرعت زیاد به طرف پیتر پرواز کردند. آقای مک گریگ به طرف پیتر با یه تور بزرگ اومد و می خواست پیتر رو با تور بزرگ دیگه بگیره، اما پیتر هر کاری می کرد که بتونه فرار کنه و خیلی زیاد تلاش می کرد و انقدر خودش رو تکون داد که ژاکت از تنش دراومد و پیتر دوباره شروع کرد به دویدن، اما ژاکتش میان تور انگور فرنگی ها جا مونده بود. پیتر همینطور فرار می کرد و فقط به فکر این بود که دست اقای مک گریگ به اون نرسه، همینطور که میدوید، به داخل یه فرغون بزرگ پرید، داخل فرغون پر از وسیله بود و جای خوبی برای مخفی شدن پیتر بود.
آقای مگ گریگ مطمئن بود که پیتر از مزرعه بیرونه نرفته و هنوز در مزعه هست، پیش خودش فکر کرد که احتمالا پیتر زیر گلدان ها مخفی شده و شروع کرد به گشتن پیتر و زیر همه گلدون ها را با دقت نگاه می کرد.
آقای مک گریگ نتونست پیتر رو پیدا کنه و برگشت به طرف گیاهانی که پیتر خورده رفت و دید که پیتر تربچه ها،لوبیاها و کاهو ها رو خورده و خیلی ناراحت بود.

حالا نتوسنته بود پیتر رو پیدا کنه، برگشت به مزرعه و شروع کرد به کار کردن.
پیتر خیلی خسته شده بود و خیلی هم ترسیده بود و هیچ راهی برای بیرون رفتن از مزرعه پیدا نمی کرد. ولی پیتر برای فرار بایدراهی پیدا می کرد و شروع کرد به دویدن دور مزرعه که راه فرار پیدا کنه
پیتر به یک دیوار رسید که یک در بزرگ در اونجا وجود داشت و همینکه اون در قفل هم بود.

ادامه در قسمت بعدی ...




نویسنده : فیلو پیلو

دیدگاه ها(0)

دیدگاه خود را ثبت کنید: