خوش آموز درخت تو گر بار دانش بگیرد، به زیر آوری چرخ نیلوفری را

book 4000 essential english words 1 - Unit 17 - Word List & Exercise

book 4000 essential english words 1 - Unit 17 - Word List & Exercise

کد مطلب : 10028


در این مطلب، ترجمه لغات Unit 17 را خواهید دید و پس از مشاهده لغات، به سراغ سوالات تمرینی این Unit رفته و بدان ها پاسخ دهید و در آخر جوابهای خودتان را با پاسخ نامه انتهای مطلب مقایسه کنید.




4000 essential english words

appreciate
To appreciate something is to understand its good qualities.
-►I can appreciate the lovely scenery.

درک کردن
درک چیزی، فهمیدن ویژگی های خوب آن است.
میتونم مناظر دیدنی رو درک کنم.

available
If something is available, it means you can get it.
-►There were many seats available in the room.

در دسترس، موجود
اگر چیزی در دسترس است یعنی می توانید بدستش بیاورید.
صندلی های زیادی در اتاق موجود بود.

beat
To beat someone means to do better than they do.
-►I managed to beat everyone in the race.

شکست دادن
شکست دادن کسی یعنی انجا بهتر کار از اوست.
در مسابقه موفق شدم همه را شکست دهم.

bright
If something is bright, it shows a lot of light.
-►The bright light from the explosion hurt my eyes.

درخشان، روشن
اگر چیزی درخشان است، نور زیادی نشان می دهد.
نور شدید انفجار چشمانم را آزار می‌داد.

celebrate
To celebrate is to do something to show that an event is special.
-►We all celebrated when we heard the great news.

جشن گرفتن
جشن گرفتن یعنی کار کنید تا نشان دهید رویدادی خاص است.
همه ما وقتی خبرهای عالی را شنیدیم جشن گرفتیم.

determine
To determine means to choose or make a decision.
-►He tried to determine which one to eat first.

تعیین کردن، مشخص کردن
تعیین کردن یعنی انتخاب یا تصمیم گرفتن است.
او سعی کرد مشخص کند اول کدام را بخورد.

disappear
To disappear means to go away or not be seen.
-►The top of the building is disappearing in the clouds.

ناپدید شدن
ناپدید شدن یعنی دور شدن یا دیده نشدن.
نوک ساختمان در حال ناپدید شدن در ابرهاست.

else
If you talk about something else, you talk about something different.
-►I wanted a bike for my birthday, but I got something else.

دیگر
اگر در مورد چیزی دیگر حرف می زنید، درباره چیزی متفاوت حرف می زنید.
برای تولدم دوچرخه می خواستم ولی چیز دیگری گرفتم.

fair
Fair describes treating someone in a way that is reasonable or right.
-►He sold me his car for a fair price.

منصف، انصاف
انصاف، رفتار کسی را به صورت معقول یا درست وصف می کند.
او ماشینش را به قیمت منصفانه ای به من فروخت.

flow
To flow is to move easily and continuously in one direction.
-►The water flowed over the rocks and into the lake.

جاری بودن
جاری بودن یعنی حرکتی آسان و مداوم در یک سو است.
آب از روی سنگ ها به دریاچه جاری بود.

4000 essential english words

forward
If you move forward, you move in the direction in front of you.
-►When he saw his mother, the baby crawled forward to her.

جلو
اگر به جلو حرکت می کنید، در مسیری که مقابلتان است می روید.
وقتی او مادرش را دید، چهار دست و پا به طرفش رفت.

hill
A hill is a round area of land. It is higher than the land around it.
-►The sun was rising above the green hills.

تپه
تپه ناحیه ای از زمین است که از زمین اطرافش بلندتر است.
خورشید از بالا تپه سبز طلوع کرد.

level
A level is a point on a scale that measures something.
-►Please check the level of the temperature.

سطح
سطح، نقطه ای در مقیاسی است که چیزی را اندازه گیری می کند.
لطفا سطح دما را چک کن.

lone
If someone or something is lone, they are the only one of that kind.
-►A lone man walked along the street.

تک
اگر کسی یا چیزی تنها باشد، آن‌ها تنها فردی از این نوع هستند
مرد تنها در خیابان راه می‌رفت.

puddle
A puddle is a pool of liquid on the ground.
-►When the ice melted, it formed a puddle

چاله
چاله حوضچه ای از آب روی زمین است.
وقتی یخ آب شود یک چاله آب درست می شود.

response
A response is the answer to a question.
-►He asked if I was sad. My response was “No. ”

واکنش، پاسخ
پاسخ سعنی جواب سوال.
او ازم پرسید انگار ناراحتی. جوابم نه بود.

season
A season is a time of the year: spring, summer, fall or winter.
-►Fall is a warm season, while winter is very cold.

فصل
فصل زمانی از سال است. بهار ، تابستان ، پاییز یا زمستان.
پاییز فصلی گرم است، در حالی که زمستان خیلی سرد است.

solution
A solution is a way to solve a problem.
-►There are many problems. We need solutions!

راه حل
راه حل، روشی برای حل مشکل است.
مشکلی بسیاری وجود دارد. ما نیاز به راه حل هایی داریم.

waste
To waste means to carelessly use something all up.
-►Turn off the water so you don’t waste it.

هدر
هدر دادن یعنی استفاده غفلت کارانه از همه چیز است.
شیر آب را ببند تا هدرش ندهی.

whether
You use whether when you must choose between two things.
-►I could not decide whether to go left or right.

چه، کدام یک
زمانی که باید بین دو چیز انتخاب کنید.
نمی توانم تصمیم بگیرم که چپ یا راست بروم.

4000 essential english words
4000 essential english words
4000 essential english words
4000 essential english words



آموزش سالیدورکز 20-2019



نویسنده : سینا یگانه

دیدگاه ها(0)

دیدگاه خود را ثبت کنید:

انتخاب تصویر ویرایش حذف
توجه! حداکثر حجم مجاز برای تصویر 500 کیلوبایت می باشد.

لطفا پیش از ارسال دیدگاه ، به نکات زیر توجه فرمایید :

- از نوشتن دیدگاه های غیر مرتبط با پست جدا خودداری کنید.
- لطفاً دیدگاه های خود را با حروف فارسی تایپ کنید، دیدگاه های فینگیلیش تایید نمی شوند.
- قبل از ارسال دیدگاه حتما متن پست و نظرات سایر دوستان را بخوانید . نظرات اسپم و تکراری تایید نخواهند شد.
- نظر شما ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در این صورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید .
- لطفا انتقادات و پیشنهادات و همچنین درخواست های خود را از طریق ایمیل khoshamoz[at].hotmail.com ارسال نمایید
- چرا آموزش های سایت خوش آموز در قالب فایل pdf به صورت یکجا ارائه نمی شوند؟
- چرا برخی پرسش های کاربران پاسخ داده نمی شوند؟