خوش آموز درخت تو گر بار دانش بگیرد، به زیر آوری چرخ نیلوفری را


هاب و سوئیچ- هاب ها سوئیچ نیستند!

هاب و سوئیچ- هاب ها سوئیچ نیستند!
هاب یک تجهیز شبکه با چندین اینترفیس است (که پورت نیز نامیده می شود، نباید با پورت های TCP یا UDP اشتباه گرفته شود، زیرا این ها پورت های فیزیکی هستند که می توانید کابل ها را در آن وصل کنید). شما می توانید کامپیوترها، پرینترها، روترها و غیره را با استفاده از کابل های شبکه به آن پورت ها متصل کنید و آنها می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.



هاب و سوئچی- هاب ها سوئیچ نیستند!
برخی از کاربران سوئیچ و هاب را یکی و یا به اشتباه متوجه شده اند. مثلا سوئیچ های خود را با اصطلاح هاب خطاب می کنند که بعضا این یک اشتباه مصطلح است و با اینکه به سوئیچ هاب می کویند ولی به خوبی تفاوت این دو را می دانند. امروزه از هاب در شبکه ها استفاده نمی شود. هاب ها به عنوان یک مقدمه عالی برای سوئیچینگ عمل می کنند، زیرا با استفاده از هاب ها در مثال های خود می توانیم چندین اصل اساسی شبکه را که به سوئیچینگ مربوط می شوند، به نمایش بگذاریم.
تمام کاری که یک هاب انجام می دهد این است که سیگنال های الکتریکی را که وارد یک پورت می شوند به همه پورت های دیگر ارسال کند(به هاب یک دیوایس خنگ هم گفته می شود). بنابراین هر چیزی که یک کامپیوتر به هاب ارسال می کند توسط هاب به همه دستگاه های دیگر در هر پورت دیگر کپی می شود.
این بدان معناست که هاب دیوایسی کاملاً غیر هوشمند است. اصلاً به ترافیک شبکه یا آدرس ها اهمیت نمی دهد. تمام کاری که انجام می دهد ارسال کردن سیگنال های الکتریکی مانند سه راهی برق است.
در ارتباطات شبکه ای، عمدتا کامپیوترها در ارتباطاتشان به یک سیستم دیگر قصد برقراری ارتباط را دارند و وقتی پیغام به دست هاب برسد، این پیغام به تمامی پورت ها propagate می شود. پس نه تنها گیرنده مورد نظر پیغام را دریافت می کند بلکه تمامی سیستم های دیگر متصل به هاب هم پیام را دریافت خواهند کرد.

هاب و سوئچی- هاب ها سوئیچ نیستند!
سپس هر کامپیوتر می بایست بسته رسیده به دستش را باز کرده و ببیند که آیا بسته اطلاعاتی متعلق بدانهاست یا خیر. اگر بسته متعلق بدانها نبود، باید پکت را discard کنند. پس کامپیوترها بی دلیل در حال پردازش بسته ها می شوند. ترافیک خیلی غیر ضروری به دست آنها می رسد.
یکی دیگر از نقاط ضعف بزرگ هاب ها این است که آنها برای ارتباطات شبکه بسیار محدود هستند. فقط یک کامپیوتر می تواند در یک زمان از طریق یک هاب صحبت کند. وقتی سیستمی شروع به صحبت می کند بقی سیستم ها باید ساکت بمانند این به این دلیل است که سیگنال های الکتریکی چندین سیستم که به طور همزمان صحبت می کنند در هاب با هم برخورد می کنند و اختلالاتی در سیگنال ها ایجاد می کنند به طوری که هیچ یک از سیگنال ها قابل تفسیر نیستند.
اگر دو سیستم همزمان با هم قصد برقرای ارتباط یا حرف زدن داشته باشند، collision رخ می دهد. وقتی این اتفاق می‌افتد، همه سیستم ها متوجه اختلالات می‌شوند و قبل از تلاش مجدد، باید مدتی صحبت نکنند. پس برای جلوگیری از collision فقط یک سیستم در آنِ واحد امکان صحبت دارد.

هاب و سوئچی- هاب ها سوئیچ نیستند!
هر چه کامپیوترهای بیشتری را به یک هاب متصل کنید، خطر collisions بیشتر می‌شود، زیرا دستگاه‌های درگیر بیشتری به طور غیرمستقیم با یکدیگر برای زمان‌های ارتباطی موجود رقابت می‌کنند.
معمولاً گفته می شود که با یک هاب پهنای باند هم هسیستم ها به اشتراک گذاشته می شود. در عمل، وضعیت پهنای باند حتی بدتر از اشتراک گذاری است. اگر چهار کامپیوتر به یک هاب 100 مگابیت متصل شوند و اگر همه کامپیوترها بخواهند با هم ارتباط برقرار کنند، در نهایت هر کامپیوتر کمتر از 25 مگابیت پهنای باند خواهد داشت.ضمن اینکه collisions منجر به قطع ارتباط برای مدتی خواهد شد.
زمانی که تنها یک دستگاه در لحظه بتواند در یک شبکه ارتباط برقرار کند، این ارتباط Half Duplex نامیده می شود. اگر بیش از یک دستگاه بتواند همزمان صحبت کند، این نوع ارتباط Full Duplex نامیده می شود. در این خصوص در دوره نتورک پلاس به طور کامل صحبت شده است.


هاب همیشه دیوایسی Half Duplex است، بنابراین فقط یک دستگاه در لحظه می تواند ارتباط برقرار کند. یک سوئیچ می تواند ارتباطات Full Duplex را مدیریت کند، بنابراین چندین کامپیوتر می توانند به طور همزمان از طریق یک سوئیچ با یکدیگر صحبت کنند.


نمایش دیدگاه ها (0 دیدگاه)

دیدگاه خود را ثبت کنید:

انتخاب تصویر ویرایش حذف
توجه! حداکثر حجم مجاز برای تصویر 500 کیلوبایت می باشد.


دسته بندی مطالب خوش آموز